راز سختگیری خدای آسان‌گیر

سید مقدام حیدری
من اگر جای خدا بودم، با این همه ارج و قربی که مسجدالحرام دارد، هر ده سال یک‌بار حج را، و هر 5 سال یک بار عمره را واجب می‌کردم. ولی خدا فقط برای یک بار در عمر، حج را واجب کرد؛ آن هم برای مستطیع. من اگر جای خدا بودم، می‌گفتم هر که مستطیع نیست، بر دیگران واجب کفائی است که بفرستندش.   اگر جای خدا بودم الاولابد چندتا حکم واجب درباره‌ امام حسین(ع) صادر می‌کردم. مثلا می‌گفتم کسی که هر روز می‌تواند به زیارت کربلا برود باید برود، نشد هفته‌ای یک بار، نشد ماهی یک بار، نشد سالی یک بار. که اگر نرود باید قضا کند یا کفاره بدهد. می‌گفتم هفته‌ای یک بار باید برای امام حسین(ع) گریه کنند. می‌گفتم سالی یک بار هر مستطیعی باید برای امام حسین(ع) روضه بگیرد. یا مثلا روزی یک بار سلام به امام حسین(ع) را واجب می‌کردم، و هفته‌ای یک بار یک زیارت کوتاه، و ماهی یک بار زیارت عاشورا را. کشتی نجات است دیگر! به نظرم می‌طلبد این همه فریضه و حکم برای سید الشهدا(ع).   من اگر جای خدا بودم و قرآنی به این عظمت صادر می‌کردم که متنش معجزه است، محتوایش معجزه است، وجود نوشتاری و صوتی و تصویری‌اش معجزه است، کتابی که هدایت کند، شفا دهد، حال‌خوب‌کن باشد، شیطان را دفع کند، رزق و روزی را زیاد کند، غم و غصه را برطرف کند، مایه‌ خیر و برکت باشد، و صدها اثر معجزه‌آسای دیگر داشته باشد، اگر من خدا بودم و چنین کتابی صادر می‌کردم، این‌قدر بنده‌هایم را راحت نمی‌گذاشتم!   مثلا حتما به جز حمد، خواندن چندتا سوره و آیه‌ دیگر را مثل چهار قل، یس، واقعه، قدر، آیت الکرسی، آیه‌ ملک، آیه  شهد الله را هم واجب می‌کردم. تازه ختم کل قرآن را سالی یک بار واجب می‌کردم. قرائت روزی ده آیه را هم واجب می‌کردم. روزی تدبر در معنای یک آیه‌ قرآن را هم. هم‌چنین یادگیری تلاوت روان قرآن و حفظ کل جزء سی را. کفاره‌ بسیاری از گناهان را هم تلاوت یک یا چند سوره‌ی قرآن قرار می‌دادم. قرآن است دیگر، کتاب خداست. اگر زور هم‌چین امر و نهیی بالاسر مردم نباشد، چطور با این کتاب آشنا شوند و از خیر و برکت حظ ببرند؟!   ولی خدا به طرز عجیبی آسان‌گیر است. و خیلی ناباورانه در صادر کردن حکم وجوبی سخت‌گیر. خدا هم‌چین اخلاق و شخصیتی دارد. زیاد روی این تیکه‌ خداشناسی تأکید نمی‌شود ولی خدای ما خیلی بیش از حد آسان‌گیر است. به طوری که اگر یکی هفتاد سال ساکن کربلا باشد و به زیارت امام حسین(ع) نرود، ظاهرا گناهی برایش نمی‌نویسد. هیچ جریمه و کفاره‌ای هم از او نمی‌خواهد! اگر کسی در طول عمرش حتی یک بار هم قرآن را ختم نکند، یا یک بار هم لای نهج البلاغه را باز نکند، هیچ گناهی برایش نمی‌نویسد! عجیب نیست؟!   این را داشته باش؛ حالا این خدای آسان‌گیر ما، نماز را روزی 5 بار بر ما واجب کرد!!! که هر بار اگر ادا نشد جمع می‌شود و باید قضایش کرد. و اگر قضا نشد باید وصیت کنیم که فرزندان‌مان بخوانند!!! الله اکبر از عظمت و اهمیت و ضرورت نماز! الله اکبر از فرم و محتوای پررمزوراز نماز! این نماز چه سرّی است که خدای آسان‌گیر ما به نماز که می‌رسد انگار خدای دیگری می‌شود؟! آیا خدا، خدای دیگری می‌شود یا نماز حسابش جداست؛ حتی در مقایسه با زیارت کربلا و تلاوت قرآن؟!  از همین مقایسه می‌شود فهمید که نیاز روح انسان به نماز چقدر ضروری، حیاتی، نوبه‌نو و فوری و فوتی است. روحی که با سال‌ها حج نرفتن و زیارت نکردن هنوز زنده و پابرجاست، کافی است یک روز به جای 5 تا نماز عمدا 4تا بخواند تا آسیبی جدی ببیند و احیانا سقوط کند و نابود شود. وگرنه خدای آسان‌گیری که حتی باارزش‌ترین و مهم‌ترین کارها را سالی یک بار هم واجب نکرد، چطور نماز را روزی 5 بار واجب کرد؟! جای بسی تأمل است.
راز سختگیری خدای آسان‌گیر
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو