باروری ابرها کلیدِ خروج از خشکسالی نیست

کشور ما با یکی از شدیدترین بحران‌های آبی 6 دهه گذشته خود دست‌به‌گریبان است و این موضوع تأثیر عمیقی بر کاهش جریان رودخانه‌ها، ورودی سد‌ها، منابع آب زیرزمینی و تالاب‌ها گذاشته است. حتی بارش‌های اخیر نیز نتوانسته‌اند این کسری را به نحوی جبران کنند.
بررسی‌های صورت گرفته در «رسانه‌ها» نشان می‌دهد از اواخر آذرماه روند بارش‌ها در سطح کشور افزایشی و میانگین بارش ایران نسبت به نرمال بلندمدت مثبت شده است اما این وضعیت به‌صورت یکنواخت در همه استان‌ها رخ نداده و همچنان استان‌هایی مانند تهران، قزوین، البرز، سمنان، مرکزی و قم با کم‌بارشی قابل‌توجه مواجه هستند. 
آنطور که احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی می‌گوید: «هرچند  در برخی بازه‌ها مانند پاییز امسال میانگین بارش کشور بالاتر از نرمال قرار گرفت اما برای ششمین سال متوالی متوسط بارش سالانه همچنان کمتر از مقدار بلندمدت است. استان‌های مختلفی مانند تهران، قزوین، البرز، سمنان، مرکزی، قم و زنجان به‌شدت کم‌بارش بوده‌اند و حتی بارش در حوزه رشته‌کوه زاگرس مانند لرستان، کرمانشاه،‌ چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد همچنین استان‌های مانند گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی نیز همچنان کمتر از نرمال بوده است، به‌طوری‌که در بعضی از این مناطق حدود  ۵۰ درصد بارش سالانه تأمین‌شده است.»
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی تأکید می‌کند: «هم‌زمان باوجود بارش‌های مناسب در برخی استان‌ها، به دلیل افت  آب‌های زیرزمینی در اغلب مناطق کشور، ایران همچنان ازنظر هیدرولوژیک درگیر خشکسالی است.» 
اظهاراتی ازاین‌دست موجب شده تا موضوع بارورسازی ابرها باری دیگر به صدر اخبار بازگردد. این درحالی است که منتقدان بارورسازی معتقدند که این‌گونه پروژه‌ها بیشتر از آنکه راه‌حلی پایدار باشند، اقدامی کوتاه‌مدت و با اثربخشی محدود هستند. تجربه سایر کشورها نیز نشان داده است که افزایش بارندگی ناشی از بارورسازی معمولا در بهترین حالت چند درصد بوده و نمی‌تواند جایگزین مدیریت مصرف، بازچرخانی آب و اصلاح الگوی کشت شود. با این تفاسیر حامیان این سیاست تأکید دارند که در شرایط ناترازی آبی کشور، استفاده از هر امکان موجود اهمیت دارد و بارورسازی ابرها می‌تواند به‌عنوان مکمل سایر طرح‌ها، نقش‌آفرینی کند.
براین اساس، هفدهم آذرماه، پرواز بارورسازی ابرها در مناطق عملیاتی شمال غرب (حوضه آبریز دریاچه ارومیه) باهدف افزایش بارش در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان انجام شد. به گزارش ایسنا، محمدمهدی جوادیان‌زاده، رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی اخیرا با اشاره به اجرای عملیات بارورسازی ابرها در بیش از ۵۰ کشور جهان، گفته است: براساس تأیید سازمان‌های جهانی، این روش در صورت اجرا با شرایط و روش مناسب می‌تواند به‌طور متوسط بین ۵ تا ۲۰ درصد افزایش بارش ایجاد کند و حتی افزایش ۱۰ درصدی بارش نیز برای کشوری با شرایط اقلیمی ایران، بسیار حائز اهمیت و مفید خواهد بود.   
وی بابیان این‌که اقلیم کوهستانی و شرایط جغرافیایی کشور، ایران را به گزینه‌ای مناسب برای اجرای این پروژه تبدیل کرده است، افزوده: اگرچه هنوز به تجهیزات کاملابه‌روز جهانی مجهز نیستیم، اما این موضوع به معنای ناتوانی در اجرای عملیات بارورسازی نیست و تجهیزات فعلی کشور ازنظر علمی مورد تأیید مجامع بین‌المللی قرار دارد.
رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی با اشاره به وضعیت تجهیزات موجود گفته: بخشی از تجهیزات مورداستفاده تولید داخل و بخشی نیز مربوط به تجهیزاتی است که در سال‌های گذشته از کشورهای صاحب فناوری خریداری شده است. هرچند تجهیزات پیشرفته‌تری در دنیا وجود دارد، اما تجهیزات فعلی پاسخگوی نیاز کشور است و هم‌زمان با همکاری شرکت‌های دانش‌بنیان، درحال‌توسعه و ساخت تجهیزات به‌روزتر در داخل کشور هستیم تا بهره‌وری عملیات بارورسازی افزایش یابد.
امسال تعداد پروازهای بارورسازی نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته و برای نخستین‌بار رکورد تعداد پرواز در یک شبانه‌روز شکسته شد؛ به‌طوری‌که ۵ پرواز در یک روز انجام شد. براساس آخرین آمار،  در سال آبی جاری مجموعا ۱۲ عملیات  بارورسازی با پهپاد و ۱۴ عملیات هوایی با هواپیما به ثبت رسیده است.
طبق آخرین اظهارات از مجموع عملیات‌های پهپادی، ۶ مورد در حوضه زاینده‌رود، ۵ مورد در خراسان جنوبی و یک مورد در استان‌های فارس و بوشهر انجام شده است. همچنین عملیات‌های هوایی شامل ۷ پرواز در شمال‌غرب، ۳ پرواز در تهران، ۳ پرواز در شمال‌شرق و ۲ پرواز در جنوب‌غرب کشور بوده است و قیمت تمام‌شده عملیات بارورسازی ابرها در ایران در محدوده قیمت‌های متعارف جهانی قرار دارد و از این  منظر، اجرای این پروژه توجیه‌پذیر است. 
 فقدان حتی یکی از شرایط جوی مطلوب باعث شکست راندمان عملیات می‌شود
اما مبتنی بر دیدگاه کارشناسان «بارورسازی ابرها اگرچه یک فناوری برای افزایش بارش  به شمار می‌رود، اما راهکار جامع و قطعی برای مقابله با خشکسالی محسوب نمی‌شود. اساس این فناوری، پخش موادی مانند یدید نقره یا یخ خشک در ابرهای مناسب است تا بلورهای یخ تشکیل شده و به‌صورت بارش به زمین برسند و موفقیت این روش کاملاوابسته به شرایط جوی ازجمله وجود رطوبت کافی، نوع و جهت ابرها و دمای مناسب است. باید توجه داشت که بارورسازی ابرها نمی‌تواند از هیچ، ابر ایجاد کند، بلکه تنها به ابرهایی که از قبل پتانسیل بارش دارند کمک می‌کند تا بارش کارآمدتری داشته باشند. فقدان حتی یکی از شرایط جوی مطلوب باعث شکست یا کاهش شدید راندمان عملیات می‌شود.» 
پیش‌تر محمد بهنام رسولی در قامت کارشناس و پژوهشگر آب در گفت‌وگو با «ما» عنوان کرده بود: «برای وقوع پدیده  بارش، سه شرط اصلی موردنیاز است، وجود توده‌هوای مرطوب و ابر‌های باران‌زا، ارتفاع و دمای مناسب بارش برای ابر و در‌نهایت وجود هسته‌های بارش که ذرات بسیار ریز آب موجود در ابر را گرد خود جمع کند و به وزنی برساند که جاذبه‌  زمین آن را به سمت خود بکشد تا سرانجام بارش صورت بگیرد. اقدامی که در روند بارور‌سازی ابر‌ها صورت می‌گیرد مشخصا متمرکز بر شرط پایانی است بدین معنی که در شرایط حضور توده‌هوا و ابر با رطوبت کافی و در ارتفاع و دمای مناسب، با تقویت هسته‌های تراکم از طریق پاشش موادی نظیر یدید نقره توسط هواپیما یا ژنراتور زمینی، زمینه تشکیل و رشد بلور‌های یخ در ابر‌های سرد و رشد قطرک‌های درون ابر‌های گرم تقویت‌شده و درنتیجه افزایش بارش صورت می‌گیرد. این در حالی است که عامل اصلی محدودیت زا در بارش در پهنه  سرزمینی ایران، نبود توده‌هوای مرطوب و  بارشی در غالب ایام سال است. توده‌هوای مرطوب برخاسته از دریای مدیترانه یا دریای سرخ نیز تا پیش از ورود به فلات مرکزی ایران عمدتا بخش زیادی از ظرفیت بارش خود را در مسیر از دست می‌دهد و این‌روند  کاهشی رطوبت توده‌های جوی از غرب تا شرق کشور نیز تداوم می‌یابد. در‌رابطه‌با عامل دوم نیز، اماواگرهای فراوانی وجود دارد که برعدم قطعیت کارایی اقدام بارور‌سازی ابر‌ها می‌افزاید. ضمن این‌که با‌توجه‌به ابعاد توده‌های هوایی و جریان‌های جوی، عملا سطح تأثیر پایگاه‌های زمینی و یا دامنه‌  پرواز و پاشش هواپیما‌ها به میزانی نیست که بتواند در ابعاد یک حوضه‌  آبریز تأثیر چندانی بر بارش ایجاد کند. پس نباید نگاه‌ها به بارور‌سازی ابر‌ها به‌عنوان چوب جادویی باشد که مشکل کمبود بارش‌ها را برطرف یا تسکین دهد. در‌واقع کلید حل مشکل همچون گذشته سازگاری با منابع محدود آب و ایجاد تاب‌آوری برای مواجهه و عبور سلامت از دوره‌های خشکسالی است؛ رفتار و کرداری که در پارادایم‌های مدیریتی بدنه حاکمیتی آب در حال حاضر کمتر به چشم می‌خورد.»مطابق تأکیدات این کارشناس، «برای حفاظت و تعادل بخشی به منابع آب نا‌گزیریم تا در زمینه توسعه ناپایدار صورت گرفته تجدیدنظر و عقب‌گرد انجام دهیم. برای پیشبرد چنین اقداماتی، گام اول پذیرش اشتباهات و خطا‌های گذشته است، گام دوم برنامه‌ریزی برای جبران خطا‌ها با حداکثر ملاحظات برای کاهش تبعات اجتماعی و اقتصادی و به‌ویژه معیشت مردمی است که با تشویق حاکمیت به سرمایه‌گذاری چه در بخش کشاورزی، چه صنعت و چه سایر مصارف (بدون آنکه پشتوانه‌  پایداری در بخش منابع وجود داشته باشد) سوق داده‌شده‌اند و در‌نهایت شهامت اجرای برنامه‌ها ست. به نظر می‌رسد هنوز سیاستمداران و تصمیم گیران ما حاضر نیستند تا مرحله‌  اول را پشت سربگذارند و مسئولیت شرایط حاضر را برعهده گیرند و به‌جای آن ترجیح می‌دهند تا با راهکار‌هایی مثل بارور‌سازی ابرها که ضمن هزینه‌های سرسام‌آور اجرا و پیاده‌سازی، بر نا‌پایداری منابع و توسعه در آینده هم می‌افزاید تمرکز کرده و افکار عمومی را به بیراهه ببرند.»
بارورسازی به‌عنوان بخش کوچکی از یک استراتژی جامع مدنظر باشد
اغلب صاحب‌نظران بارها به‌صراحت تأکید کرده‌اند که «در مقابله با خشکسالی، تمرکز اصلی باید بر مدیریت جامع و پایدار منابع آب باشد. راهکارهای کارآمدتر شامل مدیریت تقاضا و مصرف آب (مانند کشاورزی نوین، کاهش هدررفت، بازچرخانی آب)، حفاظت از منابع آبی (احیا و نگهداری آبخوان‌ها و تالاب‌ها) و سیاست‌گذاری بلندمدت است. بنابراین بارورسازی ابرها را نمی‌توان به‌هیچ‌وجه به دلیل وابستگی شدید به عوامل جوی، هزینه‌بر بودن و عدم قطعیت در نتایج، جایگزین راهکارهای اساسی یاد شده کرد. در نتیجه، اگرچه این فناوری در برخی مناطق و فصل‌های خاص ممکن است مفید باشد، اما برای حل بحران خشکسالی، باید به‌عنوان بخش کوچکی از یک استراتژی جامع و چندبعدی در نظر گرفته شود.»
عباس مفیدی، عضو هیئت‌علمی گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی نیز دراین زمینه هشدار می‌دهد که «با توجه به عدم قطعیت بالایی که پروژه‌های بارورسازی ابرها دارند، از طرفی نبود زیرساخت‌ها و امکانات لازم برای مطالعه دقیق ابرها و انجام این پروژه‌ها، عملابهره‌گیری از این تکنولوژی برای افزایش بارش نمی‌تواند یک راهبرد محکم، مطمئن و اطمینان‌بخش برای خروج از کم‌بارشی و کمبود آب یا حتی یک روش کوتاه‌مدت مطمئن باشد، کما این‌که هزینه‌های بسیار زیادی را هم به ما تحمیل می‌کند، بدون این‌که نتایج قابل ارزیابی را به همراه داشته باشد.»
این اقلیم‌شناس در ادامه تأکید می‌کند:
«هیچ‌گاه در هیچ‌یک از کشورها حتی کشورهای جنوب خلیج‌فارس که بعضی مثل امارات  بیش از دو دهه است که پروژه‌های باروری ابرها را در دستور کارشان قرار داده و هزینه قابل‌توجهی را صرف این موضوع کرده‌اند هنوز بارورسازی یا باروری ابرها به‌عنوان یک راهبرد محکم، مطمئن و اطمینان‌بخش برای خروج از کم‌بارشی و کمبود آب مطرح نبوده است. لذا به دلیل عدم قطعیت بسیار بالایی که پروژه‌های باروری ابرها دارند، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای از جانب سیاستگذاران و دولتمردان به‌عنوان یک راهبرد اصلی برای خروج از  خشکسالی و برون‌رفت از کم‌بارشی مطرح نبوده است.»ازاین‌رو باید تصریح کرد، علی‌رغم مطالعات زیادی که در جهان انجام می‌شود و عمدتا هم در حال ارزیابی  باروری ابرها هستند، صحبت از باروری ابرها از جانب مسئولان، درواقع بیشتر ایجاد امید در مردم است و علی‌رغم این‌که پروژه‌های باروری ابرها در کشور ما سابقه نسبتا طولانی دارد، هنوز یک گزارش جامع و مطمئنی از این‌که باروری ابرها توانسته باشد در یک محدوده‌ای باعث افزایش بارش پایداری بشود، نداریم. 
مفیدی بیان می‌کند: «تاکنون از پروژه‌هایی که در دست اجراست هیچ مستندات علمی دقیقی که نشان بدهد افزایش بارش را در مناطقی از کشور تجربه کردیم، ارائه نشده و همه این‌ها ما را به این نتیجه می‌رساند که با توجه به عدم قطعیت بالایی که این پروژه‌ها دارند، نمی‌تواند روشی مؤثر باشد.»
باروری ابر حتی کاهش بارش را به همراه دارد
ارزیابی‌های مختلفی در سطح جهانی از پروژه‌های باروری ابرها صورت گرفته، به‌عنوان‌مثال  ارزیابی‌ای که بنیاد علوم ایالات‌متحده آمریکا در سال ۲۰۰۳ از پروژه‌های جهان انجام داده و ارزیابی که سال ۲۰۱۸ سازمان هواشناسی جهانی داشته، علی‌رغم تمام پیشرفت‌های علمی و مخصوصا تکنولوژی که در دهه‌ها و سال‌های اخیر صورت گرفته و علی‌رغم تمام فعالیت‌هایی که در سطح جهانی انجام می‌شود، همه متفق‌القول انجام باروری ابر را با عدم قطعیت بالایی می‌دانند که در بسیاری از موارد نه تنها باعث افزایش بارش نشده بلکه حتی کاهش بارش را در محدوده هدف به همراه داشته است.
براین اساس عباس مفیدی پیشنهاد می‌دهد که وزارت نیرو اول در یک محدوده کوچک و طبق مطالعه جامع روی ابرها و روی تیپ‌های خاصی از  سیستم‌ها پروژه‌اش را انجام دهد و بعدازاین‌که مطالعات صورت گرفت و ارزیابی شدند در یک محدوده گسترده‌تر موردتوجه قرار گیرد. اما متأسفانه در کشور بدون انجام چنین مطالعاتی می‌بینیم که به شکل گسترده با توجه به اظهاراتی که وزارت نیرو و سازمان متولی داشته، در ۲۳ استان کشور و در سطح وسیعی این کار ظاهرا عملیاتی شده و در حال انجام است که با توجه به  شناختی که از پروژه‌های باروری در سطح جهانی وجود دارد، چنین اقدامی بدون این‌که گاهانتیجه‌ای برای ما حاصل کند، تحمیل هزینه‌بر دولت است.
خشکسالی‌ ویژگی اقلیمی منطقه است و باید خود را با آن سازگار کنیم
این عضو هیئت‌علمی گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی خاطرنشان می‌کند: «با توجه به این‌که ما ازنظر اقلیمی کشور  کم‌بارشی هستیم و به‌طور طبیعی و ذاتی کشورمان دارای کمبود بارش است، خشکسالی‌ها یک ویژگی اقلیمی ذاتی این سرزمین محسوب می‌شود، بنابراین  اولین رویکرد و راهبردی که دولت باید بسیار به آن توجه داشته باشد، این است  که در همه ارکان جامعه‌، چه تمام وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و چه مردم باید خودمان را با این اقلیم خشک و با این کم‌بارشی و کم‌آبی سازگار کنیم. طبیعتا بزرگ شدن شهرها، افزایش جمعیت کلانشهرها، مصارف بی‌رویه‌ای که در بخش‌های مختلف  وجود دارد، در  بخش‌های کشاورزی و حتی آب شرب، نوع مصرف با شرایط و ظرفیت‌های اقلیمی ما همخوانی ندارد و اولین  سازوکار و راهبرد اصلی باید این باشد که ما این شرایط اقلیمی را بپذیریم و خود را  با آن سازگار کنیم. ازآنجایی‌که بخش قابل‌توجهی از آب در بخش کشاورزی به مصرف می‌رسد، در برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت، بهینه کردن مصرف آب بخش کشاورزی از طریق  تغییر الگوی کشت و  تغییر گونه‌های کشاورزی که  به لحاظ نیاز آبی، پرمصرف هستند، باید به‌صورت جدی در برنامه‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت موردتوجه قرار گیرد.»
لزوم توجه به راهکارهای پایدار بنابراین، اگرچه بارورسازی را می‌توان به‌عنوان یک اقدام نمادین و تکمیلی در کنار سایر راهکارها انجام داد، اما تمرکز اصلی و تخصیص بودجه باید بر روی راهکارهای پایدارتری مانند  آبیاری نوین، مدیریت تقاضا، بازچرخانی آب و احیای آبخوان‌ها باشد که اثرات آن به‌مراتب ملموس‌تر و بلندمدت‌تر است.
تردیدی نیست که سرمایه‌گذاری در فناوری‌هایی مانند بارورسازی ابرها این پیام را منتقل می‌کند که «دولت در حال اقدام و حل مشکل است» 
و اگر مسئولان به‌طور شفاف بر محدودیت‌های این فناوری تأکید کرده و آن را به‌عنوان یک راه‌حل مکمل و جزئی در کنار سایر راهبردهای اساسی (مانند مدیریت تقاضا، اصلاح الگوی کشت، نوسازی شبکه آبرسانی و مقابله با فرسایش خاک) معرفی کرده و به اجرا درآورند، تاحدودی اثرگذار خواهد بود. اما اگر این اقدام به‌عنوان «راه‌حل نهایی» برای خشکسالی معرفی شود و سیاست‌های کلان نادرست در مدیریت منابع آب (مانند توسعه کشاورزی ناپایدار در مناطق خشک) بدون تغییر باقی بماند، در آن صورت هیچ تأثیری نخواهد داشت. 
بهنام رسولی، کارشناس آب نیز دراین رابطه هشدار می‌دهد: «باید توجه کرد که به دلیل شدت بحران آب که ریشه در مسائل ساختاری و مدیریتی دارد، تمرکز بیش‌ازحد بر راهکارهایی  مانند بارورسازی ابرها بدون پرداختن به  ریشه‌های اصلی خشکسالی، غیراثربخش خواهد بود.»این کارشناس خاطرنشان می‌کند: «در بسیاری از ماه‌های سال، هوای ورودی به ایران به‌قدری خشک است که حتی در صورت وجود ابر، مقدار رطوبت قابل‌تبدیل به بارش بسیار ناچیز است. بنابراین، در بهترین روزهای پربارش سال، این فناوری می‌تواند بارش را تا ۱۰ درصد افزایش دهد، اما در مقیاس فصلی یا سالانه، این تأثیر بسیار کوچک و اغلب کمتر از ۵ درصد خواهد بود. لذا بدون اصلاحات ساختاری در مدیریت منابع آب، این فناوری نمی‌تواند راه‌حلی جامع برای بحران کم‌آبی باشد.»