چگونه تولید داخلی در سایه ارز تکنرخی جان میگیرد؟
گامی بهسوی رقابتپذیری تولید و عدالت اقتصادی
گروه اقتصادی
مسئله نظام ارزی در اقتصاد سالهاست به یکی از چالشهای ساختاری تبدیل شده است؛ چالشی که نهتنها بازار ارز، بلکه تولید، صادرات، واردات، معیشت مردم و چهبسا اعتماد فعالان اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است. در این میان سیاست تکنرخی شدن ارز بهعنوان یکی از راهکارهای اصلاحی، همواره محل بحث و مناقشه بوده؛ سیاستی که موافقان آن را لازمه شفافیت و عدالت اقتصادی میدانند و منتقدان، نگران آثار کوتاهمدت آن بر قیمتها و معیشت مردم هستند. با این حال، بررسی تجربههای گذشته و نظرات کارشناسان نشان میدهد که تکنرخی شدن ارز، در صورت اجرای درست و پایبندی دولت، میتواند نقش تعیینکنندهای در ایجاد رقابت سالم میان بنگاههای اقتصادی و تقویت تولید داخلی ایفا کند. یکی از مهمترین پیامدهای چندنرخی بودن ارز، شکلگیری رانت و تبعیض در دسترسی به منابع ارزی است.
در چنین شرایطی، بنگاههایی که به ارز ترجیحی یا ارزانقیمت دسترسی دارند، لزوماً بنگاههای کارآمد یا تولیدمحور نیستند، بلکه اغلب از مسیر روابط، مجوزها و امتیازات خاص بهرهمند میشوند. این وضعیت، نهتنها به تضعیف تولیدکنندگان واقعی منجر میشود، بلکه رقابت را از معنا تهی میکند. با تکنرخی شدن ارز، زمین بازی برای همه فعالان اقتصادی یکسان میشود. در این شرایط، تنها بنگاههایی میتوانند در بازار باقی بمانند و به رقابت ادامه دهند که زنجیره ارزش تولید خود را بهدرستی تعریف کرده باشند، از بهرهوری قابل قبول برخوردار باشند و توان تولید کالایی با قیمت مناسب و کیفیت رقابتی را داشته باشند. چنین رقابتی، هم در بازار داخلی معنا پیدا میکند و هم در بازارهای صادراتی. کارشناسان حوزه صنعت و تولید معتقدند که تکنرخی شدن ارز، به نفع تولیدکنندگانی است که با نگاه بلندمدت و ملی فعالیت میکنند. در شرایط چندنرخی، بسیاری از تولیدکنندگان مجبور بودند مواد اولیه خود را با نرخهای بالاتر تهیه کنند، در حالی که برخی واردکنندگان کالاهای نهایی، از ارز ارزان بهرهمند میشدند. نتیجه چنین وضعیتی، تضعیف تولید داخلی و تقویت واردات بود اما با حذف شکاف ارزی، تولیدکننده میتواند با اطمینان بیشتری برنامهریزی کند. درحقیقت باید بگوییم مادامی که نرخ ارز شفاف و قابل پیشبینی باشد، امکان مدیریت هزینهها، قیمتگذاری منطقی و سرمایهگذاری برای ارتقای کیفیت فراهم میشود. در چنین فضایی، تولیدکنندهای که بهرهوری بالاتری دارد و بهدرستی مدیریت میشود، شانس بیشتری برای بقا و رشد خواهد داشت. یکی از مزیتهای مهم تکنرخی شدن ارز، ایجاد توان رقابت واقعی میان کالای داخلی و مشابه خارجی است. زمانی که واردات با ارز ارزان انجام میشود، چهبسا کالای بیکیفیت خارجی هم میتواند بازار را از دست تولیدکننده داخلی خارج کند.
این در حالی است که تولیدکننده داخلی، نهتنها با هزینههای بالاتر مواجه است، بلکه باید پاسخگوی تعهدات اشتغال، مالیات و الزامات قانونی نیز باشد. دراین خصوص مطلوب است تا عنوان بداریم که در نظام تکنرخی، واردات و تولید در شرایطی برابر قرار میگیرند. اگر کالای داخلی از نظر کیفیت و قیمت توان رقابت داشته باشد، مصرفکننده بهطور طبیعی به سمت آن گرایش پیدا میکند. این مسئله، تولیدکنندگان را نیز به سمت بهبود کیفیت، کاهش هزینههای زائد و نوآوری سوق میدهد.
افزایش انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات
یکی دیگر از آثار مثبت تکنرخی شدن ارز، افزایش انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات به کشور است. در دورههایی که فاصله معناداری میان نرخهای مختلف ارز وجود داشت، بسیاری از صادرکنندگان تمایلی به بازگشت سریع ارز نداشتند یا تلاش میکردند آن را به شکلهای مختلف در خارج از کشور نگه دارند. با کاهش یا حذف این فاصله، انگیزههای سوداگرانه از بین میرود و صادرکننده ترجیح میدهد ارز خود را در کوتاهترین زمان ممکن به چرخه اقتصادی کشور بازگرداند. این ارز میتواند صرف واردات مواد اولیه، تجهیزات تولید یا چهبسا سرمایهگذاری جدید شود؛ امری که در نهایت به تقویت تولید و اشتغال داخلی منجر خواهد شد. برخی منتقدان تکنرخی شدن ارز معتقدند که این سیاست، فشار تقاضا را افزایش داده و بازار ارز را متلاطم میکند. اما تجربه نشان داده است که پس از یک دوره گذار، بازار در شرایط رقابتی به تعادل میرسد. زمانی که عرضه و تقاضا بر اساس واقعیتهای اقتصادی شکل بگیرد و دولت از مداخلات غیرضروری پرهیز کند، نرخ ارز به نقطهای میرسد که برای فعالان اقتصادی قابل قبول و قابل پیشبینی است. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان با تبعیض مواجه نخواهند بود و میتوانند بدون نگرانی از تغییرات ناگهانی سیاستها، برنامههای میانمدت و بلندمدت خود را تدوین کنند.
حمایت از معیشت مردم و رساندن کالای ارزان به مصرفکننده
یکی از اهداف اعلامی ارز ترجیحی، حمایت از معیشت مردم و رساندن کالای ارزان به مصرفکننده بود؛ هدفی که در عمل، بهدلیل ضعف نظارت و چندنرخی بودن ارز، محقق نشد. بخش قابل توجهی از یارانه ارزی یا در میانه زنجیره توزیع هدر رفت یا به جیب واسطهها و دلالان سرازیر شد. با تکنرخی شدن ارز، این امکان فراهم میشود که یارانهها بهصورت مستقیم به مردم پرداخت شود. در این صورت، هم شفافیت افزایش مییابد و هم دولت میتواند اثرگذاری سیاستهای حمایتی خود را دقیقتر ارزیابی کند. پرداخت مستقیم یارانه یا استفاده از ابزارهایی مانند کالابرگ، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند فشار ناشی از افزایش قیمتها را تا حدی جبران کند.
الزامات موفقیت سیاست تکنرخی شدن ارز
با وجود مزایای متعدد، تکنرخی شدن ارز یک نسخه جادویی نیست و موفقیت آن به پیششرطهایی وابسته است که نیاز است به طور دقیق در دستورکار قرارگیرد. نخستین شرط، پایبندی دولت به این سیاست و پرهیز از بازگشت به نظام چندنرخی است. هرگونه عقبنشینی یا مداخله غیرضروری در بازار ارز، میتواند اعتماد فعالان اقتصادی را مخدوش کند. دومین شرط، اجرای سیاستهای جبرانی برای بخش تولید است. افزایش قیمت نهادهها و مواد اولیه، اگر بدون حمایت رها شود، میتواند برای برخی بنگاهها کمرشکن باشد. دولت باید با ابزارهایی مانند تسهیلات هدفمند، معافیتهای مالیاتی موقت یا حمایت از سرمایه در گردش، امکان تداوم فعالیت تولیدکنندگان را فراهم کند. سومین شرط، توجه جدی به معیشت مردم است. بررسی سبد مصرفی خانوار قبل و بعد از اجرای این سیاست، یک ضرورت انکارناپذیر است. اگر ابزارهای حمایتی مانند کالابرگ نتوانند افزایش هزینهها را جبران کنند، نارضایتی اجتماعی میتواند تمام سیاست مدنظر را زیر سؤال ببرد.
سخن پایانی
درنهایت مطلوب است تا عنوان بداریم که تکنرخی شدن ارز اگرچه در کوتاهمدت با چالشها و فشارهایی همراه است اما در بلندمدت میتواند به اصلاح ساختارهای معیوب اقتصادی، تقویت تولید داخلی و ایجاد رقابت سالم میان بنگاههای اقتصادی منجر شود. این سیاست رانت را کاهش میدهد، شفافیت را افزایش میدهد و منابع کشور را به سمت تولید و مصرف واقعی هدایت میکند. در نهایت، موفقیت این مسیر بیش از هر چیز به عزم دولت برای پایبندی به تصمیمات خود، همراهی مجلس و نهادهای نظارتی و صبوری و مشارکت فعالان اقتصادی و مردم بستگی دارد. اگر این اجزا در کنار هم قرار گیرند، تکنرخی شدن ارز میتواند به یکی از نقاط عطف اصلاح اقتصادی کشور تبدیل شود.
مسئله نظام ارزی در اقتصاد سالهاست به یکی از چالشهای ساختاری تبدیل شده است؛ چالشی که نهتنها بازار ارز، بلکه تولید، صادرات، واردات، معیشت مردم و چهبسا اعتماد فعالان اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است. در این میان سیاست تکنرخی شدن ارز بهعنوان یکی از راهکارهای اصلاحی، همواره محل بحث و مناقشه بوده؛ سیاستی که موافقان آن را لازمه شفافیت و عدالت اقتصادی میدانند و منتقدان، نگران آثار کوتاهمدت آن بر قیمتها و معیشت مردم هستند. با این حال، بررسی تجربههای گذشته و نظرات کارشناسان نشان میدهد که تکنرخی شدن ارز، در صورت اجرای درست و پایبندی دولت، میتواند نقش تعیینکنندهای در ایجاد رقابت سالم میان بنگاههای اقتصادی و تقویت تولید داخلی ایفا کند. یکی از مهمترین پیامدهای چندنرخی بودن ارز، شکلگیری رانت و تبعیض در دسترسی به منابع ارزی است.
در چنین شرایطی، بنگاههایی که به ارز ترجیحی یا ارزانقیمت دسترسی دارند، لزوماً بنگاههای کارآمد یا تولیدمحور نیستند، بلکه اغلب از مسیر روابط، مجوزها و امتیازات خاص بهرهمند میشوند. این وضعیت، نهتنها به تضعیف تولیدکنندگان واقعی منجر میشود، بلکه رقابت را از معنا تهی میکند. با تکنرخی شدن ارز، زمین بازی برای همه فعالان اقتصادی یکسان میشود. در این شرایط، تنها بنگاههایی میتوانند در بازار باقی بمانند و به رقابت ادامه دهند که زنجیره ارزش تولید خود را بهدرستی تعریف کرده باشند، از بهرهوری قابل قبول برخوردار باشند و توان تولید کالایی با قیمت مناسب و کیفیت رقابتی را داشته باشند. چنین رقابتی، هم در بازار داخلی معنا پیدا میکند و هم در بازارهای صادراتی. کارشناسان حوزه صنعت و تولید معتقدند که تکنرخی شدن ارز، به نفع تولیدکنندگانی است که با نگاه بلندمدت و ملی فعالیت میکنند. در شرایط چندنرخی، بسیاری از تولیدکنندگان مجبور بودند مواد اولیه خود را با نرخهای بالاتر تهیه کنند، در حالی که برخی واردکنندگان کالاهای نهایی، از ارز ارزان بهرهمند میشدند. نتیجه چنین وضعیتی، تضعیف تولید داخلی و تقویت واردات بود اما با حذف شکاف ارزی، تولیدکننده میتواند با اطمینان بیشتری برنامهریزی کند. درحقیقت باید بگوییم مادامی که نرخ ارز شفاف و قابل پیشبینی باشد، امکان مدیریت هزینهها، قیمتگذاری منطقی و سرمایهگذاری برای ارتقای کیفیت فراهم میشود. در چنین فضایی، تولیدکنندهای که بهرهوری بالاتری دارد و بهدرستی مدیریت میشود، شانس بیشتری برای بقا و رشد خواهد داشت. یکی از مزیتهای مهم تکنرخی شدن ارز، ایجاد توان رقابت واقعی میان کالای داخلی و مشابه خارجی است. زمانی که واردات با ارز ارزان انجام میشود، چهبسا کالای بیکیفیت خارجی هم میتواند بازار را از دست تولیدکننده داخلی خارج کند.
این در حالی است که تولیدکننده داخلی، نهتنها با هزینههای بالاتر مواجه است، بلکه باید پاسخگوی تعهدات اشتغال، مالیات و الزامات قانونی نیز باشد. دراین خصوص مطلوب است تا عنوان بداریم که در نظام تکنرخی، واردات و تولید در شرایطی برابر قرار میگیرند. اگر کالای داخلی از نظر کیفیت و قیمت توان رقابت داشته باشد، مصرفکننده بهطور طبیعی به سمت آن گرایش پیدا میکند. این مسئله، تولیدکنندگان را نیز به سمت بهبود کیفیت، کاهش هزینههای زائد و نوآوری سوق میدهد.
افزایش انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات
یکی دیگر از آثار مثبت تکنرخی شدن ارز، افزایش انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات به کشور است. در دورههایی که فاصله معناداری میان نرخهای مختلف ارز وجود داشت، بسیاری از صادرکنندگان تمایلی به بازگشت سریع ارز نداشتند یا تلاش میکردند آن را به شکلهای مختلف در خارج از کشور نگه دارند. با کاهش یا حذف این فاصله، انگیزههای سوداگرانه از بین میرود و صادرکننده ترجیح میدهد ارز خود را در کوتاهترین زمان ممکن به چرخه اقتصادی کشور بازگرداند. این ارز میتواند صرف واردات مواد اولیه، تجهیزات تولید یا چهبسا سرمایهگذاری جدید شود؛ امری که در نهایت به تقویت تولید و اشتغال داخلی منجر خواهد شد. برخی منتقدان تکنرخی شدن ارز معتقدند که این سیاست، فشار تقاضا را افزایش داده و بازار ارز را متلاطم میکند. اما تجربه نشان داده است که پس از یک دوره گذار، بازار در شرایط رقابتی به تعادل میرسد. زمانی که عرضه و تقاضا بر اساس واقعیتهای اقتصادی شکل بگیرد و دولت از مداخلات غیرضروری پرهیز کند، نرخ ارز به نقطهای میرسد که برای فعالان اقتصادی قابل قبول و قابل پیشبینی است. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان با تبعیض مواجه نخواهند بود و میتوانند بدون نگرانی از تغییرات ناگهانی سیاستها، برنامههای میانمدت و بلندمدت خود را تدوین کنند.
حمایت از معیشت مردم و رساندن کالای ارزان به مصرفکننده
یکی از اهداف اعلامی ارز ترجیحی، حمایت از معیشت مردم و رساندن کالای ارزان به مصرفکننده بود؛ هدفی که در عمل، بهدلیل ضعف نظارت و چندنرخی بودن ارز، محقق نشد. بخش قابل توجهی از یارانه ارزی یا در میانه زنجیره توزیع هدر رفت یا به جیب واسطهها و دلالان سرازیر شد. با تکنرخی شدن ارز، این امکان فراهم میشود که یارانهها بهصورت مستقیم به مردم پرداخت شود. در این صورت، هم شفافیت افزایش مییابد و هم دولت میتواند اثرگذاری سیاستهای حمایتی خود را دقیقتر ارزیابی کند. پرداخت مستقیم یارانه یا استفاده از ابزارهایی مانند کالابرگ، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند فشار ناشی از افزایش قیمتها را تا حدی جبران کند.
الزامات موفقیت سیاست تکنرخی شدن ارز
با وجود مزایای متعدد، تکنرخی شدن ارز یک نسخه جادویی نیست و موفقیت آن به پیششرطهایی وابسته است که نیاز است به طور دقیق در دستورکار قرارگیرد. نخستین شرط، پایبندی دولت به این سیاست و پرهیز از بازگشت به نظام چندنرخی است. هرگونه عقبنشینی یا مداخله غیرضروری در بازار ارز، میتواند اعتماد فعالان اقتصادی را مخدوش کند. دومین شرط، اجرای سیاستهای جبرانی برای بخش تولید است. افزایش قیمت نهادهها و مواد اولیه، اگر بدون حمایت رها شود، میتواند برای برخی بنگاهها کمرشکن باشد. دولت باید با ابزارهایی مانند تسهیلات هدفمند، معافیتهای مالیاتی موقت یا حمایت از سرمایه در گردش، امکان تداوم فعالیت تولیدکنندگان را فراهم کند. سومین شرط، توجه جدی به معیشت مردم است. بررسی سبد مصرفی خانوار قبل و بعد از اجرای این سیاست، یک ضرورت انکارناپذیر است. اگر ابزارهای حمایتی مانند کالابرگ نتوانند افزایش هزینهها را جبران کنند، نارضایتی اجتماعی میتواند تمام سیاست مدنظر را زیر سؤال ببرد.
سخن پایانی
درنهایت مطلوب است تا عنوان بداریم که تکنرخی شدن ارز اگرچه در کوتاهمدت با چالشها و فشارهایی همراه است اما در بلندمدت میتواند به اصلاح ساختارهای معیوب اقتصادی، تقویت تولید داخلی و ایجاد رقابت سالم میان بنگاههای اقتصادی منجر شود. این سیاست رانت را کاهش میدهد، شفافیت را افزایش میدهد و منابع کشور را به سمت تولید و مصرف واقعی هدایت میکند. در نهایت، موفقیت این مسیر بیش از هر چیز به عزم دولت برای پایبندی به تصمیمات خود، همراهی مجلس و نهادهای نظارتی و صبوری و مشارکت فعالان اقتصادی و مردم بستگی دارد. اگر این اجزا در کنار هم قرار گیرند، تکنرخی شدن ارز میتواند به یکی از نقاط عطف اصلاح اقتصادی کشور تبدیل شود.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
امید اجتماعی از مسیر دستمزد حقیقی تقویت میشود
-
کمیته مزد هنوز وارد مرحله محاسبات نشده است
-
گامی بهسوی رقابتپذیری تولید و عدالت اقتصادی
-
نرخ سبد معیشت کارگران در انتظار اعلام تورم ماهانه
-
دیپلماسی اقتدار مواجهه هوشمندانه با تهدیدات در عصر گذار
-
انتحار ترامپ در گرینلند
-
منظومه محاسباتی دشمن چگونه منهدم شد؟
-
باروری ابرها کلید خروج از خشکسالی نیست
-
ترامپ پیام های خصوصی ماکرون را منتشر کرد
-
بی بی سی : اروپا رویکرد محتاطانه خود را کنار می گذارد
-
پیچ تند در روابط آمریکا و اروپا



